نوستالژي يعني اينكه كيسه ات را برداري و بياد تمام كودكي هايت تمام بندر را بچرخي و فرياد بزني((گرگشو..گرگشو))،كيسه ات را برداري و بچرخي در تمام خاطرات يك بندر و هي كيسه ات را پر كني از مهرباني هاي بندر دوست داشتني ، كيسه ات برداري و بچرخي در بندر و فرياد بزني ((گرگشو...گرگشو)) بدون اينكه غم و غصه اي چهره معصومانه و پاك كودكي ات را درهم شكند و بچرخي در بندر خوبيها، بياد تمام گذشته ي يك بندر...
فريادهايت را بلندتر كني و با شور، شعف و شوق كودكي ات فرياد بزني ((گرگشو..گرگشو))، كوچه هاي تاريك و خاكي و باريك محله عربها را يكي يكي پشت سر بگذاري بدون اينكه غصه اي داشته باشي ، بدون اينكه توهم تو را گرفته باشد،بدون اينكه اندوه تو را شكسته باشد ، از محله عربها عبور كني و گامهايت در محله خنياء را محكم تر برداري و اولين كوبه ي درب حياطي را چنان محكم به صدا در آوري كه تن تمام كوچه بلرزد و هي فرياد بزني (( گرگشو...گرگشو)) و صاحب خانه اي كه منتظر تو باشد و هي كيسه ات را پر كند بدون اينكه بپرسد((كيستي؟))خنياء را تمام كني و به بازار و باغ برسي، محله هاي بندر همه شان دوست داشتني اند ، محله هاي بندر پرهستند از خاطرات من و تو و ما ، از خاطرات پدران و مادران و خواهران و برادران ما ، از همه ي گذشته ي ما ، كيسه ات را به دوش انداخته باشي و زمزمه كنان وارد محله باصفاي سيدصفا شوي و هي سنگ بر دربي بكوبي و فرياد بزني (( گرگشو ... گرگشو)) و صاحب خانه اي كه صفا تقسيم مي كند در شب شاديهاي يك بندر...
ثانيه،دقايق،ساعتها،روزها و شبها،هفته ها و ماههاي سال هر كدامشان رنگ و بويي دارند براي تمام يك بندر،از محرم و صفر گرفته تا رمضان و.... .رمضان كه مي آيد تو (كودك يك بندر)بايد خودت را آماه كني تا چهاردهمين روز از اين ماه مبارك برسد و كيسه اي كه چهارده روز فرآيند توليدش مي گذرد توسط مادر يا مادربزرگ و يا همسايه اي مهربان نهايت دوست داشتن هاي اين روزهاي توست....
تنهايي رفتن به ((گرگشو))هيچ صفايي ندارد ، بايد يكي يكي بچه ها را خبر كني ، افطار خورده يا نخورده بايد عزمت را جزم كني كه شبگرد كوچه هاي بندر شوي بدون اينكه انديشه ات كج باشد و يا ...
نوستالژي يعني بشيري مردي كه نقش تمام متخصصان يك بيمارستان را در بندر ايفا مي كرد، نوستالژي يعني مختارحميدو ، نوستالژي يعني خيلي هاي ديگر كه نيستند تا شاهد يكي ديگر از گرگشوهاي يك بندر باشند براي شادي روحشان فاتحه اي نثارشان كنيم....
نوستالژي يعني همه ي خاطرات من و تو ، يعني همه گذشته زيباي يك بندر، يعني تمام گرگشوهاي تاريخ يك بندر،يعني تمام پيرمرد و پيرزن هاي مهرباني كه هستند و مي گويند از گرگشوها.... اگر توانستي و مشغوليات روزگار مهلتي به تو داد بنويس خاطراتت را حتي از گرگشوهايت تا ماندگار شوند و شويم و بمانيم و بمانند....
اگر وقت كردي از پلي استيشن يا لپ تابت فاصله بگيري و فقط براي يك شب به گرگشو فكر كن و به كيسه اي كه دوخته اي تا پر كني از مهرباني هاي يك بندر... كوچك نمي شوي ...غرورت را زير پا بگذار و به گرگشو برو تا بماند اين رسم و سنت كهن.
باشد كه هميشه كودكان بندر فرياد بزنند ((خونه گچي پر همه چي ...))