ما فقط لوله هاي نفت و گاز مي كاريم نه درخت فرهنگ و هنر

توسط: . در 17 دی 1388
از خودتان بگوييد و از اينكه چطوري وارد فضاي شعر شديد؟

- رضا طاهری، متولد 1355، بندر كنگان، از وقتي يادم مي‏آيد با شعر سرو كار داشته‏ام.

- تأثيرگذاران اوليه بر شعر شما چه كساني بودند؟

- شهریار، نیما، فروغ، شاملو، آتشی، اخوان ثالث، فرخ تميمي و... هنوز هم تاثير مي‏گذارند.

- بيشتر در چه قالب و سبكي شعر مي‏سرائيد؟

- سپید وآزاد، قدیم‏ترها تمام قالب‏های شعری ایرانی را تجربه کرده بودم و در این راستا مجموعه غزلی هم چاپ شده دارم.

- الگوي حرفه‏اي شما در شعر چه كسي است؟

- طيفي از شاعران ايراني چون شاملو، فروغ، آتشی و احمد رضا احمدی و... خارجي‏ها چون نزار قباني، ناظم حكمت، لوركا، اورهان ولي، شيمبوريسكا و...

- تجربيات زندگي در بندر كهن سيراف و شهر بندري كنگان و منطقه صنعتي و گازي پارس جنوبي تا چه اندازه و چگونه مي‏تواند در شعرهاي شاعران آن شهرستان تاثيرگذار باشد؟

- من در کناره کوه و دریا بزرگ شده‏ام، شعله‏هاي گاز شعله ور شدن را به من آموخته‏اند و كوه ماندن و درياها رفتن. اما از ديد اجتماعي كه نگاه كنيم در اين منطقه كه شما مي پرسيد دو بازه‏ي جغرافيايي تعريف مي‏شود به نام منطقه پارس جنوبي و شهرستان كنگان. از نظر جغرافيايي پارس جنوبي جزئي از جغرافيايي طبيعي شهرستان كنگان است اما ازديدگاه فكري كاملا مستقل چنانچه مديريت‏ها و كاركرد آن مستقل است.

هنر موضوعي كاملا انساني و اجتماعي است و در توسعه پايدار يك منطقه بايد اجتماعي را متصور شد، بازه جغرافيايي و بوم زيستي را تعريف كرد، روياي اقتصاد و صنعت به صورت آزاد و انتخابي را تعريف نمود. دربازه جغرافيايي منطقه پارس جنوبي شهر تعريف نشده است، مكان جغرافيايي به وجود نيامده است كه نسل و كودك آن تخيل كند. شهر يا روستا يا مركزيت اجتماعي جايي است كه درآن روياي انتخاب شغلي باشد، آينده معنا پيدا كند و تمركز سياسي داشته باشد، معماري شكل پذيرد و به صورت عمومي انتخاب شود، خوابگاهي نباشد، در شهر يا اجتماع هست كه دغدغه‏هاي انساني معنا مي‏پذيرد. در عسلويه كار براي معيشت و گذران زندگي و زندگي براي گذران زندگي هست. در اين مكان كه مردم كناردستش هنوز به آداب سنت‏هاي خود زندگي مي‏گذرانند، چگونه مي توان توقع تاثيرداشت. منطقه ويژه در ديد مردم شهرستان كنگان يك بازه‏ي جغرافيايي براي اشتغال است نه تبادل فرهنگي و خود كاركنان منطقه ويژه با تكثر فرهنگي و عدم ارتباط با محيط شهري، هيچ گونه قابليت تاثير دهي و تاثير پذيري ندارند.

تجربه سيراف كهن كه عروس بنادر باستاني جهان و شهر سندباد بحري مي‏خوانندش به پايان رسيده است و مردم هم قرن‏هاست فراموش كرده‏اند. جزيره برهوت فرهنگي منطقه ويژه و جزيره سنتي كنگان و جزيره تاريخي سيراف هنوز با هم تلاقي نكرده‏اند و نمي‏شود گونه شعري براي اين گونه مناطق متصور شد. مناطقي هر چند تاريخي و با فرهنگي كهن ولي با الگوي جديد از زندگي كه مديران و متوليانش هيچ‏گاه نخواسته‏اند يا ندانسته‏اند چگونه بايد مديريتش كنند.

در بازه‎ي جغرافيايي كه شما منطقه ويژه مي‏ناميدش و با اهداف بلند و متعالي جهت شكوفايي اقتصادي (صنعت نفت و گاز) و با علوم برگرفته شكل گرفته است، ما فقط لوله‏هاي نفت و گاز مي‏كاريم نه درخت هنر و فرهنگ كه سالياني پيش ضرب المثل بود درخت تو گر بار دانش بگيرد به زير آوري چرخ نيلوفري را.

- خواستم نظر شما را در باره وضعيت كنوني شعر در بوشهر جويا شوم؟

- بوشهر از فعال‏ترين هاست. در عرصه‏هاي فرهنگي هرجا گفته‏ام بوشهري هستم ديده‏ام جور ديگري نگاهمان مي‏كنند. خيلي مثبت.

- چرا رابطه ضعيفي بين شاعران شهرستان‏هاي استان با مركز استان وجود دارد و به نوعي شايد بتوان گفت كه كار و ارزش شاعران شهرستان هاي استان كمتر ديده مي‏شود؟

- توي بوشهر شاعران سرآمد فعلي خودشان هزارتا مشكل دارند. براي اين‏كه بتوانيد در مركز استان بوشهر و از مركز استان بوشهر به صورت كانوني ديگر شاعران استان را متمركز كنيم نياز به روحيه‏ي مهمان پذيري و جاذبه در شاعران مركز نشين است يا ايجاد كانون‏هاي غير دولتي، بوشهري‏ها ذاتا مردم مهربان و مهمان نوازند. عمدا مي‏گويم مهمان‏نواز چون در برنامه ذهني‏شان براي مهمان‎‏پذيري برنامه‏اي ندارند، اين به سابقه تاريخي بوشهر بر مي‏گردد. بوشهري ها مهاجم ستيز بودند و مهاجر پذير و در بوشهر پذيرش مهاجرت به بوشهر كه اتفاقا بدون مانع هم بوده همه اقوام مهاجر چند صدساله در بوشهر بسيار راحت زندگي مي‏كنند و بوشهر شهري با فرهنگ قوي است و بر روحيه مهاجرانش نيز تاثير مي‏گذارد. اتفاقا من چند سالي بوشهر زندگي مي‏كردم و پاتوق شب‏نشيني خيلي از شاعران بوشهري بودم، دوستان شاعر حتا مهمان‏هاي سرشناس شاعر كشوري را به ما متصل مي‏كردند. اين مشكل شاعران بوشهري نيست فعلا گريبان كل كشور است. دغدغه‏ي نان و معيشت و عدم روحيه تمركز گرايي در بوشهر هست. البته غير ازاين ها ممكن است دلايل ديگري هم داشته باشد.

- وضعيت كنوني شعر در شهرستان كنگان چگونه است؟

- چندسالي است در اين فضاها نيستم، ارتباطی ندارم. دوستان خوبي دارم كه گاهي تماس تلفني مي‏گيريم يا تصادفي مي‏بينمشان و از عطر وجودشان تازه مي‏شوم.

- تا كنون چند مجموعه شعر از شما به چاپ رسيده است؟

-4 مجموعه.

- شما يكي از فعالترين شاعران و نويسندگان منطقه جنوبي استان هستيد كه 4 مجموعه شعر و 3 کتاب دیگر را در ظرف چند سال توانسته به چاپ برساند. هزينه چاپ اين كتاب‏ها را چگونه تامين نموده‏ايد و آيا حامي مالي دولتي و يا غير دولتي نيز در اين زمينه شما را ياري نموده‏اند؟

- خیر، از خدا پنهان مبادا از شما پنهان مباد كه مديران استاني و به خصوص منطقه‏اي جنوبي استان بوشهر نه دغدغه فرهنگي دارند، نه شناخت فرهنگي، نه در تار و پود بافت‏هاي ذهني‏شان ازتار پودفرهنگ اثري است. بايد گفت متوليان و مديران شهري شهرستاني به نام كنگان شايد انسان‏هاي خوب يا مديران خوبي باشند در تعريف سيستم مديريت ايراني. اما من پي برده‏ام در ذهنيت ‏اين ‏افراد فرهنگ و هنر تعريف نشده ‏است نه به عنوان تعريف‏هاي ايراني اسلامي نه به عنوان زير ساخت‏ دولت‏هاي دموكراسي و نه تعريف رونما در مكاتب ماركسيستي بلكه مسايل فرهنگ و هنر دستورهاي بخشنامه‏اي است كه گاهي يادشان مي‏آيد و از روي آن دستور پيگيري صادر مي‏كنند. من براي چاپ برخي از كتاب‏هايم مجبورم سالي چند بار تهران بروم و اين برابر با هزينه چاپ كتاب است. حتا با توجه به خالي بودن سرويس‏هاي هواپيماهاي طرف قرارداد نفت از سرنشين، دريغ از يك بليط هواپيما. اصلا راحت‏تر بگويم در سرزمين مرواريد و نفت و گاز ما فقط روي مرواريد و نفت و گاز قدم مي‏زنيم هيچ حق و حقوقي براي پيشبرد هنر يا زندگيمان نداريم.

- از چاپ اولين كتاب شعر شما در سال 1379 تحت عنوان «هفت تا و دو تا دوست دارم» تا آخرين مجموعه شعر چاپ شده شما در سال 85 تحت عنوان «شبانه‏ها»، چه تغييراتي در شعر شما بوجود آمده است؟

- مقداری اجتماعی‏تر شده‏ام. رام‏تر، كودك دروني‏ام كودك‏تر شده ‏است. دغدغه‏هايم بيشترشده است. به قول يكي از دوستان‏ام پسري كه آمده بود زير گنبد كبود يكي را هفت و دو تا دوست بدارد مجبور شد با آدم خوشحال‏هاي كه نمي‏دانست اين جا چه كار مي‏كنند از فال قهوه‏ي قديمي‏اش يادي كند و سپس داستان مرگ سيزدهم‏ اش را روايت كند تا به شبانه‏هاي برسد كه دارد چون آدم‏هاي كارتوني‏ تخيلاتش را ورق مي‏زند و بي‏خيال اين‏جا و آن‏جا به تاريخ و اسطوره مي‏پيوندد و سرگرم تاريخ نوشتن مي‏شود.

- شما علاوه بر شاعري به نوشتن نمايشنامه هم پرداخته ايد و كتاب «اين آدم خوشحالا اينجا چه مي‏كنند» از شما به چاپ رسيده است؟ چرا نمايشنامه؟ از شاعري تا نمايشنامه نويسي چقدر راه است؟ ارتباط اين دو چيست؟

- نمي‏دانم چه جوري توضيح بدهم. ده سال پيش ديالكتيك ذهني و دغدغه‏هاي دراماتيك مرا واداشت تا چند تا طرح نمايشنامه شاعرانه بنويسم. بعد از آن و در اين سال‏ها بيش تر مشاور متن و مشاور كارگردان بوده‏ام در كناردوستان خوبي چون رضا بهارلو و سعيد وفايي و دغدغه نمايش‏نامه نويسي‏ام را با روياهاي شاعرانه نياميخته‏ام. اين اواخر هم مجموعه اي داستان كوتاه شاعرانه به نام كارتوني چاپ كرده‏ام كه داستان واره هست و طرح‎‏هايي است كه بيش‏تر به درد انيميشن سازي مي‏خورد. ولي درمورد سوال شما، شكسپير، ايبسن، برشت، چخوف و... بازهم مثال بياورم و از خودماني‏ها بيش‏ترنمايش نامه‏نويس‏هاي ما شاعر بوده‏اند و شاعران ما هم نمايش‏نامه نوشته‏اند. مگرنبوده شاملو و آتشي خودمان هم نمايشنامه نوشته‏اند و توي همين بوشهر خودمان نمايش نامه‏نويسان بزرگ چون ايرج صغيري شعر هم مي‏سرايد، خوب هم مي‏سرايند.

- گذشته از نمايشنامه نويسي شاهد فعاليت‏هاي تاريخ پژوهشي نيز از شما هستيم و كتاب «از مرواريد تا نفت» كه درباره تاريخ خليج فارس از بندر سيراف تا كنگان و عسلويه است، از شما به چاپ رسيده است. چه شد كه به سوي تاريخ پژوهي كشيده شديد و آيا تخصص كافي را در اين مورد داشتيد؟

- منابع و مطالعات اولیه داشتم. براي مطالعات ادبي، تاريخ و جامعه‏شناسي و فلسفه و ... اصول اوليه هستند. مطالعات زيادي داشتم يواش يواش ديدم در نبود كار پژوهشي مرتبط روي تاريخ منطقه‏اي كه در آن زندگي مي‏كنم، اطلاعات خوبي دارم، شرايط نوشتن را هم دارم. من به جهان بيش‏تر از شهرم نگاه مي‏كنم و خودم را شهروند دهكده‏ي جهاني مي‏دانم. در دهكده‏ي ذهني من كنگان، بوشهر و خليج فارس هويت دارند و معتقدم شناخت جزء درك كل را آسان‏تر مي‏سازد و اين بود كه براي يافتن هويت فرهنگي‏ام، هويت تاريخ جغرافيايي كه درآن زندگي مي‏كنم را جستجو كردم.

- آيا پراكندگي كار شما از شاعري تا نمايشنامه نويسي و تاريخ پژوهي به زندگي و پيشرفت شعري شما لطمه‏اي وارد نمي‏آورد؟

- با زندگي‏ام كه همين‏هاست تضاد و منافاتي ندارد. من با نوشتن و تعارض زندگی می‏کنم و منهاي نوشتن هنوز براي خودم تعريفي ندارم.

- حال و هواي نويسندگان و شاعران را در اين دوره چگونه مي‏بينيد؟

- در كشورمان و در جهان اينترنت، صدا و سيما و مطبوعات ووو خيلي از اصول چاپ و نشر به شيوه‏ي كلاسيك را به هم ريخته‏است. حالا توي دوره‎اي هستيم مثل دوره‏اي كه صنعت چاپ آمده‏ بود. توي آن دوره خيلي‏ها هنوز صنعت چاپ را نپذيرفته بودند و به صورت نسخه‏هاي دستي كتاب منتشر مي‏كردند. حالا هم يك دوره گذار است كه بايد بتوانيم با شاعران حرفه‏اي كه داريم، از ابزار دنياي مدرن استفاده نمايم و همين جور هم دارد مي‏شود. ولي در اين مناطق كه ما زندگي مي‏كنيم شعر و شاعری و نويسندگي حرفه‏ای نیست كه بتوانيم حرفه‏اي صحبت كنيم.
بازدید کننده عزیز, شما هنوز به عضویت سایت در نیامده اید.
پیشنهاد می کنم در سایت ثبت نام کنید و یا وارد سایت شوید.
آخرین اخبار استان