تعداد بازدید : 0 نفر   تاریخ انتشار : 16 مهر 1393   نسخه چاپی   ارسال به دوستان   بازنشر

من
دیشب خدایم را دیدم
در نفس های آرام گیاه
در رویای شبنم
و در تن خیس باران
خدای من ، صاف بود و صادق
خدای من ، بی رنگ بی رنگ
نه سیاه و نه سفید
دستانی دیدم پر مهر
و سبدی که پر بود از گل های دعا
و زیر لب زمزمه می کرد ان یکاد را
برای من ، برای تو
من
خدایم را در ایستگاه قطار دیدم
قران و کاسه آبی به دست
او
بدرقه می کرد
من را ، تو را
ما را
قطار او
فقط یک مقصد داشت
بهشت
خدای من
آدرس جهنم را نمی دانست
دوزخ را هم نمی شناخت
او فقط بهشت را می دانست

لیلا ناظرزاده
مهر 93

 
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
19/07/1393 - 16:33
 
درود بر طبع لطیف شما همچنان منتظر دیگر نوشته های شما هستیم مانا باشید
 
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
16/07/1393 - 15:03
 
با سلام و خسته نباشید. متن عالی و بسیار زیبا.به امید متن های دیگر از این بانو.با تشکر
آخرین اخبار استان