بسم الله الرحمن الرحيم
به مناسبت سالگرد برگزاري اولین نماز جمعه ؛
جمله اي كه سرنوشت مرا رقم زد
جنگ به پايان رسيده و دغدغه هاي انقلاب خيلي كم تر شده بود. بدون اينكه بدانيم روزهاي پرفروغ زندگي حضرت امام خميني(ره) اندك اندك داشت سپري مي شد. من هم چون هزاران طلبه ديگر در حوزه علميه قم مشغول به تحصيل و درس و بحث بودم. در هر حال بايد خدا را سپاس گويم كه عشق به تحصيل را در دل حقير قرار داده بود. در مدرسه اي كه درس مي خواندم اغلب از نمره اولين ها بودم. بعضي از سال ها برخي از دوستان تهراني از من جلو مي زدند اما هيچگاه نفر سوم كلاس نشدم. افق بلندي را براي خودم ترسيم كرده بودم، تصور جدا شدن از حوزه را به اين زودي ها در سر نمي پروراندم.
اما دل من هم چون ميليون ها انسان در تسخير بزرگ مرد تاريخ انسانيت بعد از معصومين عليهم السلام يعني حضرت آيه الله العظمي امام خميني )رضوان الله تعالي عليه (بود. ايشان در همين ايام جمله اي را به اين مضمون فرمودند: طلابي كه در قم و حوزه هاي علميه سرگرم درس و بحث هستند اگر ببينند پستي مثل امامت جمعه خالي است و توان اداره آن را دارند و نمي روند آن بار افتاده را به دوش بگيرند؛ عندالله مسئولند و فرداي قيامت بايد پاسخگو باشند. اين از يك طرف، از طرف ديگر هم نزديك به يك سال بود كه پست امامت جمعه بندردير خالي بود و دوستان خوب ديري من مكرر از حقير مي خواستند كه اين مسئوليت را بپذيرم. مدتها اين مطلب فكرم را مشغول كرده بود. بيشتر مترصد بودم كه فرد ديگري پيدا شود و اين بار افتاده را بردارد، كه متاسفانه اين اتفاق نيفتاد. سال تحصيلي 68 به پايان رسيد و در 14 خرداد همين سال خورشيد درخشان عمر حضرت امام (ره) نيز غروب كرد. با اصرارهاي همه جانبه اي كه به اينجانب مي شد؛ مسئوليت را پذيرفتم و تا مقدمات كار فراهم شود، تابستان سر رسيد و در تابستان سال 1368 مراسم معارفه ي اينجانب با حضور جناب حجه الاسلام و المسلمين آقاي حاج شيخ حسين منتظري امام جمعه محترم قبلي، نماينده وقت ولي فقيه در استان و جمع زيادي از دوستان روحاني و مردم شريف به انجام رسيد و مسئوليت خطير امامت جمعه دير را به دوش کشیده و آغاز به كار نمودم.
اولين گام
قبل از من شخصيت هاي بزرگواري مانند حجج اسلام حاج شيخ عباس حاجياني و حاج شيخ حسين منتظري به تزتیب ائمه جمعه سابق و اسبق شهرموصوف، این مهم را به عهده داشتند كه قدم بر جاي پاي اين بزرگان نهادن كار آساني نمي نمود و لذا اولين گام و حركت خود را كسب آشنايي بيشتر با محل كار و ابزار آن بايد قرارمي دادم. درست است كه شهر دير مركز شهرستان محل زندگی اينجانب بود و تا حدود زيادي با مساجد، اماكن ديني و مردم آن آشنا بودم اما موقعيتم اقتضا مي كرد كه شناخت خود را از شهر و امكانات آن عميق تر نمايم. قبل از هر چيز بايد پايگاههاي ديني را كه همان مساجد باشند شناسايي مي كردم. قرار نبود كه فعاليت تبليغي ديني من منحصر به امامت جمعه باشد. براي اين كه مساجد شهر را تك تك و از نزديك بشناسم و از وضعيت ظاهري و رونق آن ها اطلاع پيدا كنم؛ هر شب و بدون اطلاع قبلي به گونه اي برنامه ريزي مي كردم كه موقع اذان مغرب وارد يك مسجد شده و بدون اينكه كسي اعلان كند امام جمعه در مسجد حضور دارد؛ نماز را اقامه مي نمودم. به طور نامحسوس توسط يكي از همراهان آمار شركت كنندگان آن مسجد در نماز مغرب و عشا ثبت مي شد. از باني و هيات امناي آن مسجد جويا شده و نيز امكانات ظاهري را نيز ثبت و ياد داشت مي نموديم. شب بعد به محله ديگر و مسجدي ديگر تا به همين ترتيب، شب شانزدهم كه از آخرين مسجد بيرون آمديم همراهان گفتند كليه مساجد دير همين بود و اگر فردا شب بخواهيد برويد مسجد ؛ مساجد بايد دوباره از سر گرفته شوند. بدين ترتيب معلوم شد كه شهر دير 16 مسجد دارد وقتي اطلاعات آن ها به دست آمد و تعداد شركت كنندگان اين 16 مسجد جمع زده شد؛ معلوم گرديد در هر شب آمار كل نمازگزاران مساجد شهر ، 150 نفر مي باشد.
در آن زمان تنها در دو مسجد اقامه نماز جماعت مي شد؛ يكي مسجد ولي عصر بازار ، توسط مرحوم زنده ياد حجه الاسلام والمسلمين حاج شيخ حسين بحراني و ديگري مسجد امام سجاد( مشهور به مسجد مير محمد) كه جناب حجه الاسلام والمسلمين حاج شيخ محمد سليماني نماز را به پا مي داشتند و ساير مساجد فاقد امام جماعت بودند.
تصميم گرفتم خودم هم يك مسجد كه نزديك محل سكونتم هست را براي اقامه نماز جماعت انتخاب كنم و مسجد محله عرب ها انتخاب شد. از اين به بعد در سه مسجد از مساجد شهر نماز جماعت اقامه مي شد مسجد جامع شهر نيز_ كه يادگار شهيد بزرگوار حاج عباس اميني است _ آن زمان در دست ساخت بود و هنوز كارش به پايان نرسيده .
اولين حركت و كار فرهنگي تبليغي خودم را رونق مساجد شهر قرار دادم. جلسه اي در همان ماه اول حضورم برگزار و از تمامي بانيان مساجد و هيات امنا آن دعوت به عمل آمد ، موارد لازم مطرح و مشكلات مساجد بررسي شد مساجدي كه هيات امنا داشتند بازسازي و تقويت شده و مساجدي كه فاقد آن بودند نيز با تشكيل هيات موصوف ، از اين مهم بهره مندي يافتند و طي حركتي، رونق بخشي به مساجد مرتبا پي گرفته شد. براي تعداد زيادي از مساجد امام جماعت مشخص و به اشكال مختلف مردم جهت حضور در مساجد ترغيب گرديدند كه اين امر با استقبال اقشار مختلف همراه شد به صورتي كه آخرين آماري كه از شركت كنندگان در نماز هاي جماعت مغرب و عشا در روزهاي پاياني مسئوليت اين جانب و هنگامي كه براي پذيرش مسئوليتي سنگين تر از اين، استعفا نموده بودم اخذ شد؛ رقم 1500 نفررا نشان مي داد.
ساخت درمانگاه
در سال اول امامت جمعه، هياتي از مركز بهداشت و درمان استان در دير حضور يافتند . برابر گفته خود مبلغ 50 ميليون (با ارزش پول آن زمان) بودجه جهت ساخت درمانگاه به هریک از شهرهاي استان اختصاص يافته بود كه در هر شهري 6 ميليون تومان به صورت همياري جمع آوري مي گرديد امكان ساخت يك درمانگاه مجهز در آن جا فراهم مي شد. من كه تا آن روز چندان تجربه جمع آوري كمك و همياري نداشتم ؛ پذيرفتم كه اين پول را با همكاري افراد سرشناس شهر در بين اقشار مختلف مردم جمع آوري تا در جهت ساخت درمانگاه اقدام گردد . تقريبا نيمي از مبلغ مورد نياز جمع گرديد و نيمي را نيز من و چند نفر ديگر قرض گرفتيم ، بدين ترتيب كار ساخت درمانگاه آغاز گرديدكه الحمدلله امروز مورد بهره برداري است و مردم از آن استفاده مي كنند. اتفاقات تلخ و شيرين و آموزنده ی زيادي در ساخت اين در مانگاه رخ داد كه جاي ذكر آن ها در اين مختصر نمي باشد.
تشكيل كانون روحانيون و وعاظ شهرستان
روحانيون و وعاظ در هر منطقه قدرت بزرگي هستند، كه اگر هماهنگ عمل كنند، هيچ قدرتي نمي تواند سد راه آن ها بشود. هر تغييري كه مايل باشند مي توانند ايجاد نمايند و هر فرهنگي كه خواستند مي توانند پايه گذاري كنند.
در آن ايام بعضي از آداب و رسوم غلط نهادينه شده بود و مردم را رنج مي داد. مثلا مراسم ختم اموات به مدت 7 روز متوالي و در برخي از جاها به صورت شبانه روزي داير مي شد؛ صاحبان عزا براي تدارك شام، نهار و پذيرايي در مدت 7 روز به شدت در تنگنا قرار مي گرفتند و مي بايست هرچه كه در بضاعت دارند هزينه كنند. در حالي كه در شرع مقدس اسلام چنين برنامه و سابقه اي وجود نداشته و حتي دستور اسلام بر خلاف خيلي از اين رويه ها مي باشد . مشكل ديگر رواج قليان و سيگار در مراسم و مساجد و حسينيه ها بود كه ناهنجاري هايي را به بار مي آورد. علاوه برآن گناهان جديد؛ فيلم هاي آن چناني، تصاوير و ... در راه بود كه براي مبارزه با منكرات، تبليغ دين و امر به معروف كارهاي هماهنگ را مي طلبيد.
از همان اوايل به فكر افتادم اين رسومات غلط كه به صورت رایج درآمده بود برداشته شود؛ اما به تنهايي اين امر ميسر نمي شد. براي اين منظور و براي هماهنگ سازي تبليغات ديني اقدام به تشكيل كانون روحانيون و وعاظ شهرستان دير نموديم. لازم به توضيح است كه همه اين حركت ها و اقدامات به دور از مسائل خطي و جناحي بوده و جنبه سياسي به آن معنايي كه در بعضي از جاها وجود دارد؛ را نداشت.
كانون روحانيون و وعاظ بهترين امكاني بود كه مي توانست مردم را روشن كرده و چون سدي در مقابل ناهنجاريها قرار گيرد. براي اين كه در ايام محرم، صفر و ماه مبارك رمضان نيازهاي معنوي و اخلاقي بيان شود و از اين تريبون ها بهره برداري لازم صورت پذيرد؛ نخست مي بايست صاحبان اين تريبون ها در اين فرصت هاي طلايي با هماهنگي مسائلي را مطرح كنند. براي اين منظور، تمام نكات و مسائل مورد نياز جمع آوري و موضوعاتي كه لازم بود در منابر گفته شود مكتوب می گرديد.
روز اول ماه هاي محرم و ماه مبارك رمضان هرسال كليه وعاظ و روحانيون شهرستان به دفتر امام جمعه دعوت و موضوعات مهم لازم جهت طرح در منابر و سخنراني ها به تعداد ايام تبليغي نوشته و در اختيار روحانيون قرار مي گرفت.
حضور تمام روحانيون و صاحبان تريبون در يك جلسه شور و حال خوبي داشت، حقير يك ساعت رئوس مطالب مهم را عنوان و می خواستم كه در هر شب از اين مسائل ، يك موضوع طرح و بحث شود. هماهنگي روحانيون و وعاظ در اين باره به صورتي بود كه بعضي از شب ها در همه منابر كل شهرستان در رابطه با يك موضوع بحث مي شد. روحانيون و وعاظ در جلساتي مشترك اقدام به تبادل تجربيات مي كردند و بسيار مفيد بود. اگر ماه محرم بود ظهر در خدمت مهمانان روحاني و وعاظ بودم و اگر ماه رمضان بود افطار را با هم ميل مي كرديم. و در طول دهه محرم يا ماه رمضان خودم به مجالس روحانيون و وعاظ می رفته و با ایشان و مردم ديدار داشتم.
از بركت همين جمع و برنامه ريزي در سطح شهرستان قليان و سيگار از مساجد و محافل مذهبي برداشته شد. با همكاري همين جمع با ارزش ، مراسم ختم از يك هفته به سه روز و كمتر از آن رسيد و اين فرهنگ _كه بنيان گزاران آن روحانيون و وعاظ شهرستان دير بودند_ از اين شهر و شهرستان به ساير شهرستان هاي استان هم سرايت نمود.
اين تشكل نشان داد كه ابتدا خود روحانيون و وعاظ و بعد هم مردم بايد قدر يكپارچگي روحانيون را بدانند كه اين وحدت و يكپارچگي مي تواند خيرات و بركات زيادي را براي جامعه داشته باشد. همان قدر كه وحدت و يكپارچگي آن ها سودمند و با ارزش است؛ اختلاف و دو يا چند دستگي زيان هاي زيادي را مي تواند به بار آورد كه سود آن تنها عايد دشمنان خواهد شد.
تشكیل كانون دانشجويي در سطح شهرستان دير
يكي ديگر از كارهايي كه در زمان امامت جمعه حقير انجام شد و خير و بركت زيادي به همراه داشت ؛ تشكيل كانون و تشكل دانشجويي بود. اسامي تمامي كساني را كه به دانشگاهها راه پيدا كرده بودند را داشتيم و هر سال دو نوبت (6 ماهي يكبار) از تمامي دانشجويان در مراكز شهرستان دعوت مي شد، مسائل مهم و جاري شهرستان و كشور با آن ها مطرح مي گرديد و از مقالات آن ها نيز در جمع دانشجويان استفاده به عمل مي آمد.
اين كانون دانشجويي يك كار بسيار حسنه اي كه انجام مي داد اين بود كه از افراد خير كمك جمع آوري و به طور مخفيانه به دانشجوياني كه از خانواده هاي فقير و كم بضاعت بودند اعطا مي كرد. و اين كار نشان گر نقش محوري و تاثيرگذار امام جمعه در مسائل فرهنگي و آموزشي است..
ادامه دارد.....