DataLife Engine > خبر > بازخوانی پرونده پارس شمالی از زاویهای دیگر
بازخوانی پرونده پارس شمالی از زاویهای دیگرتاريخ: 26 تير 1389. نويسنده: . |
|
- مقدمه:
با شروع بحث پارسجنوبی بلافاصله پس از آغاز سرمایهگذاریها تنش میان استانهای همسایه برسر انتفاع بیشتر، از منافع آن آغاز شد. عسلویه اگر چه جزئی از شهرستان کنگان و استان بوشهر است؛ نقطهی تلاقی سه استان بوشهر هرمزگان و فارس است. اولین اقدام در این زمینه تلاش مسئولین فارس برای تهیه سناریوی انتزاع عسلویه از بوشهر و الحاق آن به فارس بود. این سناریو واقعی یا غیر واقعی حساسیت زیادی را در بخش میانی و شمالی [[۳]] استان بوشهر ایجاد کرد. پارسجنوبی که میتواند در صورت مدیریت علمی همه از آن منتفع شوند و دلیلی نداشت استانفارس به دنبال انتزاع جغرافیایی آن باشد. به ظاهر فاصله شهرهای مهر و لامرد استان فارس از نظر جغرافیایی بهواسطه ایجاد بزرگراهها به تاسیات پارسجنوبی و عسلویه نزدیکتر است تا فاصله شهرکنگان به عنوان مرکز شهرستان به عسلویه و فارس نیازی برای بهرهبرداری از این صنعت ملی نیازی به داشتن جغرافیای عسلویه ندارد. هرچند داشتن راه آزاد استان فارس به دریا میتواند مباحثی دیگر را برای این استان به ارمغان آورد. کوشش استان فارس در راستای بهرهوری پارس جنوبی شکهای گوناگونی جهت انتزاع عسلویه برانگیخت.[[۴]] افتتاح جاده شیراز – جم- عسلویه بخش عمدهی منافع را به سمت فارس میبرد. از طرفی کندی بوشهریها در راهاندازی جادهی بوشهر- عسلویه و عدم ایجاد زیرساختهای مناسب در بوشهر که پاسخگوی نیازهای پارسجنوبی باشد، ترس جدایی عسلویه از بوشهر را دائما گوشزد میکرد؛ هرچند پارسجنوبی تنها در عسلویه خلاصه نمیشد و بخش زیادی از پارسجنوبی در اطراف بخش مرکزی شهرستان کنگان و شهر کنگان میباشد. این قضیه گاهی ایجاد استان جدید جم وکنگان و لامرد و پارسیان را نیز در ذهنها متبادر میساخت.[[۵]] این قضیه به علاوه استفاده از میدان گازی پارسشمالی که به دلایل مستقل بودن این منابع گازی و عدم ضرورت در برداشت فوری و سریع گاهی استفاده از آن را به سالهای دورتر و گاهی جانمایی تأسیات آن را در نواحی غربی استان هرمزگان میدانستند، چانهزنیهای مقامات استانی، نخبگان و مدیران اجرایی استان بوشهر را افزایش داد، تا با پیگیریهای وزارت نفت جانمایی پارسشمالی همراه با امکان سنجیهای محیطزیست در مکان فعلی (در استان بوشهر) مورد پذیرش واقع شود. [[۶]] و از نظر مدیریتی تابع سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس گردد. [[۷]] البته هنوز جابهجایی جانمایی صورت گرفته توسط برخی از مدیران و مشاوران منطقه ویژه پیگیری میشود [[۸]] و این سناریو قدیمی به دلایلی مورد توجه مقامات مردمی و استانی قرار میگیرد. [[۹]] ۲- استان بوشهر و میدان گازی پارس جنوبی و شمالی ۲-۱ میدان گازی پارس جنوبی منطقه ویژه اقتصادی پارسجنوبی نام یک منطقه گازی در خلیجفارس است که در سال ۱۳۷۷ عملیات اجرایی آن اغاز گردید. این منطقه گازی حوزه مشترکی میدان گازی پارسجنوبی یکی از بزرگترین منابع گازی جهان است که روی خط مرزی مشترک ایران و قطر در خلیج فارس قرار دارد و یکی از اصلیترین منابع انرژی کشور به شمار میرود. قطر از سال۱۳۷۱ احداث زیربناهای لازم برای بهرهبرداری از این حوزه و صادرات گاز را آغاز کرده است. مساحت این میدان ۹۷۰۰ کیلومتر مربع است که سهم متعلق به ایران ۳۷۰۰ کیلومتر مربع وسعت دارد. ذخیره گاز این بخش از میدان ۱۴ تریلیون متر مکعب گاز به همراه ۱۸ میلیارد بشکه میعانات گازی است که حدود ۸ درصد از کل گاز دنیا و نزدیک به نیمی از ذخایر گاز کشور را شامل میشود. توسعه میدان گازی پارسجنوبی به منظور تأمین تقاضای روبه رشد گاز طبیعی، تزریق به میادین نفتی، صادرات گاز و میعانات گازی به عنوان خوراک پتروشیمی صورت میپذیرد. بدینترتیب بنادر عسلویه و کنگان در ۲۷۰ و ۲۰۰ کیلومتری جنوب شرقی بوشهر به عنوان منطقه ساحلی برای ایجاد تأسیسات خشکی و توسعه مرحلهای این میدان انتخاب شدهاند. فازهای در حال توسعه میدان گازی پارس جنوبی عموماً مشتمل بر تأسیسات دریایی، خطوط انتقال تولیدات به خشکی، تأسیسات ساحلی، خطوط لوله انتقال گاز به شبکههای سراسری و همچنین تأسیسات صادراتی جهت صادرات میعانات گازی،LPG و گوگرد میباشد. میدان پارسجنوبی صرفاً گاز نیست بلکه دارای لایههای نفتی نیز هست. ۲-۲میدان گازی پارس شمالی میدان گازی پارس شمالی در ۱۲۰کیلومتری جنوب شرقی بوشهر در آبهای نیلگون خلیج فارس به عمق ۰ تا ۳۳ متر به فاصله ۱۰ – ۱۵ کیلومتری از ساحل واقع شدهاست که این موضوع نشان دهنده فاصله اندک مخزن از ساحل است در حالی که مخزن میدان پارس جنوبی از ساحل آن حدود ۱۰۰ کیلومتر فاصله دارد. این میدان که در عمق ۴۰۰۰ متری زیر سطح دریا واقع شده است دارای مساحتی معادل ۲۱ در ۱۹ کیلومتر مربع ذخیره میدان بیش از ۶۰ تریلیون فوت مکعب است که ۷۲ درصد آن در مخزن بالائی به نام کنگان و دالان فوقانی و ۲۸ درصد بقیه ذخیره مخزن زیرین به نام دالان تحتانی است. اقدامات اکتشافی در این میدان از سال ۱۳۴۲ شمسی با انجام لرزه نگاری آغاز و اولین چاه اکتشافی آن در سال ۱۳۴۵ شمسی تکمیل گردید. اولین طراحی به منظور بهره برداری از این میدان در سال ۱۹۷۷ میلادی مورد تأیید واقع شد که پس از حفاری ۱۷ حلقه چاه و نصب ۲۶ عدد سکوی دریایی به دلیل وقوع انقلاب و آغاز جنگ تحمیلی ادامه طرح متوقف شد. پس از پایان جنگ و آغاز سازندگی مدیران مربوطه بیشترین توجه خود را به پارس جنوبی که میدان مشترک با قطر است معطوف کردند، زیرا برداشت قطر از آن میدان با چنان سرعتی انجام میگرفت که نگرانی از مهاجرت گاز ایران به قطر را پیش کشید. به این دلیل تمام تلاش مسئولین به بهره برداری از پارسجنوبی معطوف شد تا اینکه در سال جاری و در ذیل تبصره یازده قانون بودجه طرح احیا میدان گازی پارسشمالی مجدداً مطرح شد. در این میان چین نیز با پیشنهاد ۳۵ میلیارد دلاری برای سرمایه اولیه توسعه پارسشمالی به میدان آمد. پیشبینی میشود که در پارسشمالی نیز ۱۴ فاز پالایشگاهی به مانند پارسجنوبی ایجاد شود. میدان پارسشمالی دارای نفت سنگین نیز هست. شرکتهایی از هند و چین نیز علاقه خود را برای حضور در این میدان اعلام کردهاند، سیاستها و اهداف پیش از سیاست جدید شرکت ملی نفت ایران برای تخصیص گاز این میدان به تولید LNG است، قرار بود گاز تولیدی میدانپارس شمالی برای صادرات از طریق خط لوله صلح به کشورهای پاکستان و هند ارسال شود درصورتی که خط لوله صلح تا پایان سال ۲۰۰۹ آماده نشود گاز پارسشمالی در داخل کشور به مصرف میرسد. ۳- تعامل استان بوشهر با نفت و گاز به کنشها و واکنشهای درونی یک سامانه که بین مولفههای آن سامانه یا خارج آن سامانه رخ میدهد، تعامل میگویند. از این تعریف میتوان دو نوع تعامل بین استان بوشهر با بخش نفت و گاز تصور نمود.
اگر تعامل استان بوشهر با صنعت نفت، گاز و پتروشیمی بر مبنای توسعه پایدار و متوازن شکل گیرد، میتواند حوزههای وسیعی همچون منابع انسانی، آموزش، بهداشت، امنیت، محیط زیست و … را در بر گیرد. این حوزهها در دید علمی مورد علاقه و نیاز صنعت نفت نیز میباشد؛ با این همه تجربیات چندین ساله نشان دادهاست به دلایلی توسعه سریعتر و کم دغدغه صنعت نفت علاقمند است که در حوزه خویش جزیرهای و اختیار تام داشتهباشند و کوچکترین علاقهای به امور حوزههای پیرامونی خود ندارد. فنسکشی نه تنها به عنوان مالکیت و جداسازی بازههای جغرافیایی در ذهنیت مدیران نفتی است، بلکه فنسکشی در جغرافیایی ذهنی مدیران نفتی نمونه بارز بیعلاقگی صنعت نفت به تعامل با دنیای پیرامون است؛ این درحالی است که سند چشمانداز کشور اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی را نوید میدهد. در قالب این اصل علاوه بر مالکیت خصوصی صنایع نفت و گاز و پتروشیمی در بخش صنایع پاییندستی، احتمالا در بخش صنایع بالادستی نیز قوانینی گنجانده خواهد شد که به جای مالکیت خصوصی این صنایع، مدیریت آنها را خصوصی کنیم و صنعت نفت و گاز و پتروشیمی باید به عنوان یکی از صنایع مهم و بزرگ کشور برای تغییرات جدید آمادگی لازم را داشته باشد.
استقرار مجتمعهای صنعتی بزرگ در یک منطقه معمولا باعث گسست و دوگانگی ساختاری و تکنولوژیک در منطقه میگردد. و این قضیه در مورد صنایع مبتنی بر استخراج منابع طبیعی به ویژه منابع انرژی بیشتر اتفاق میافتد. عواید حاصله از منابع انرژی هم ارزش با محصول نهائی نیست. اما ارزش اقتصادی حاصل از فعالیتهائی که به تولید محصولات نهایی صنعتی منجر میشوند، رانت نیست بلکه ارزش افزوده کالاهای واسطهای و مواد خام و انرژی است که شدیداً وابسته به منابع انسانی و زیرساختهای منطقه است. از اینرو شکلگیری اینگونه فعالیتها نه تنها اقتصاد بومی را دچار گسست و دوگانگی نمیسازد، بلکه منطقه را بهطور طبیعی از مزیتها و پیامدهای مثبت و پایدار خود بهرهمندمیسازد. از این رو استقرار صنایع سنگین ضروزی است. از میان موضوعات و مقولههای متعدد تعامل و چانه زنی، همواره استقرار کریدور صنایع انرژیبر در استان بوشهر بوده است. از جمله این صنایع تولید محصولات فلزی (آلومینیوم، فولاد و کانیهای غیرفلزی) میباشد. استان بوشهر در تأمین انرژی مورد نیاز این صنایع که عمدتاً گاز طبیعی میباشد و همچنین دسترسی به بازارهای بینالمللی داری مزیت نسبی است هرچند از لحاظ زیرساختهای بندری و دسترسی به راهآهن در مقایسه با استانهای مجاور وضعیت خوبی ندارد که این طرح با شکلگیری اولیه مجتمع صنایع انرژیبر در استان هرمزگان و با عنایت به ضرورت کلان نگر تجمیع و اثرات صرفهجوئیهای اقتصادی، ظرفیت و کشش بازار؛ دیگر احداث کریدور صنایعانرژیبر در استان بوشهر امری تقریباً محال است. بحث تعامل استان با منطقه ویژه اقتصاد انرژی پارس همواره یکی از دغدغههای مسئولان اجرائی و نمایندگان استان بودهاست. هر بخشی از این مجموعه به تناسب موقعیت خود پیگیر دریافت سهمی شایسته از اثرات توسعه منطقه ویژه اقتصاد انرژی برای رونق استان بودهاست که در جهت بهرهوری از فرصت ایجاد شده در استان بوشهر معمولا دو ریکرد ذیل طی این سالیان مورد توجه بودهاست: ۱- دریافت درصدی از عواید منطقه ویژه برای رفع نیازهای اولیه و اساسی استان به اضافه سهمی از اشتغال ۲- خلق فرصتهای جدید و بهبود توان و ظرفیت تولیدی اشتغالزای بومی و پایدار در رویکرد اول طی این سالها بخشی از انرژی و توان مدیریت اجرایی استان صرف امور ریز مقیاسی چون کمکهای قطره چکانی و پرمنت و بسیارکم نفت، (خارج از سهم یک درصد با عنوان کمکهای عامالمنفعه سازمان منطقه ویژه) شد. تقسیم آن از دید مردمی که مستقیمتر در آسیب و زیانهای زیستمحیطی و اجتماعی عسلویه و کنگان بودهاند بهصورت عادلانه نبودهاست چرا که تقریبا سهمی برابر با شهرستانهای دیگر داشتهاند، مردم کنگان که روستاهای اطرافشان چون تمبک و اختر که بزرگراه و تاسیسات خانههای کوچک آنان را بلعیدهاست[[۱۱]] به کوچ و شهرنشینی در کنگان دعوت میکردند این روزها که در سایتهای خبری، خبرهای سال ۸۵ از آتش سوزی چاههای نفت در کنگان را ضمن برشماری افتخارات صنعت نفت و آمادگی برای مهار لکههای نفتی در خلیج مکزیک میخوانند[[۱۲]] از خودشان میپرسند آیا این مسایل مدام اتفاق میافتد؟ چه خطرات جانی و آلودگی زیستی برایشان وجود دارد؟ با این همه آلودگی واتفاقات زیستمحیطی و ماندن اجباری در کنار پروژههای ملی صنعت نفت چه منفعتی برای آنان دارد؟ چرا باید زیر ساختهای چون جاده کمربندی کنگان و اسکله تجاری و صیادی و بسیاری از پروژههای قول داده شده توسط سازمان منطقهویژه توسط مدیریت جدید به کندی انجام شود یا به فراموشی سپرده شود.[[۱۳]] و با خویش زمزمه میکنند: دوردستان را به احسان یاد کردن همت است/ ورنه هر نخلی به پای خود ثمر میافکند. نگاهی به کمکهای عامالمنفعه درسالهای قبل این موضوع را آشکار میسازد. [[۱۴]] و در بخش اشتغال هم به علت مدیریت مستقل صنایع نفت و گاز و پتروشیمی منتظر دستور و ابلاغ مصوبه ریاست جمهوری ماندند که در حال حاضر به صورت کامل اجرا نشدهاست. [[۱۵]] و این مصوبه گونهای از تعامل نیست. بلکه استفاده از ابزار قانونی قدرت ریاست جمهوری برای رسیدن به حق اشتغال منابع استانی استان بوشهر است. متاسفانه با این نوع تفکر تعامل منطقه ویژه صندوق مالی محسوب شده و سازمانمنطقه ویژه اقتصادی پارس از تفکر بومی ستیزی به بومیگریزی روی آوردهاست و گاهی هم به صورت کمیته امدادی به مردم استان نگاه میشود و مردم استان بوشهر نیز از عملکرد نفت در این استان رضایت خاطر ندارند. [[۱۶]] در طی سالهای حضور صنعت نفت در پارس جنوبی مدیران روستایی و شهری بخش عسلویه اوج تعامل سازمان منطقهویژه با بخش عسلویه را در دوران مدیر عاملی آقای کرباسیان میدانند. آقای کرباسیان درپی ایجاد ضوابط قانویی برای توسعه استان بوشهر نبود و در مقیاس عسلویه و بیشتر به کمکهای بخش فرهنگی و ورزشی و فعالیتهای روزمره مردمی میاندیشید. [[۱۷]] بهترین تعامل علمی و عملی استان بوشهر با سازمان منطقه ویژه مختص دوران یکی دوساله اولیه از مدیریت چهارساله دکتر رضوی مدیر عامل پیشین سازمان منطقهویژه میباشد، این مدیریت در دو سال پایانی به علت روزمرهگی، عدم نشاط مدیریتی و بالا رفتن سطح انتظارت مردمی، انجام نشدن برخی از شعارهای دادهشده، کمکم موجبات نارضایتی مدیران اجرایی استان و مردم را فراهم ساخت. مردم توقع روزهای پردرخششتری را از سازمان منطقه ویژه را داشتند که با تعویض به جای صنعت نفت به این خواسته پرداخته شد، متاسفانه در این جابهجایی مدیر لایق و کارآمدی جهت انجام تعاملات صنعت نفت و پیگیری اهداف عالیه صنعت نفت به جای مدیر عامل پیشین گمارده نشد و این شک مدیران استانی را برانگیخت[[۱۸]] تا جایی که در ماههای اولیه مدیریت مدیر عامل جدید، از ارتباط با مدیریت جدید سازمان که قبلا با نوع مدیریتی وی در نقطهی دیگری از استان (پایانههای خارک) آشنا بودند سرباز زدند. [[۱۹]] مدیریت جدید به جای تعامل علمی و عملی به تعامل شعاری و انجام کارهای شتابزده غیر علمی (گاهی با تکیه بر شعارهای علمی) [[۲۰]] کارنامه درخشان و کوتاه مدت رضوی را پررنگترکرد تا جایی که این روزها از رضوی به عنوان لایقترین و کاراترین مدیر نفتی در بوشهر یاد میشود که خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود. این روش از تعامل در بهترین وضعیت یعنی برخورداری از سهمی مناسب در امر پاسخگوئی به نیازهای خدماتی و نیروی انسانی به میزان و قدرت چانهزنی مقامات استان و ملاحظات اقتصادو مسایل سیاسی کشور بستگی دارد. در صورت ادامهی تعامل به این شکل در آیندهای نه چندان دور رسیدن به حداقلهای موجود نیز دور از انتظار خواهد بود. در رویکرد دوم توسعه استان بوشهر، مدیریت برنامهریز استان، تلاش جهت خلق فرصتهای جدید و بهبود توان و ظرفیت تولیدی اشتغالزای بومی و پایدار و استقرار توازن درزیر ساختهای اجتماعی و اقتصادی و صنعتی، را در سرلوحه کار خویش قطعا قرار خواهد داد. در انتخاب این گزینه برای توسعه استان بوشهر نیز باید گفت که بهرهوری از جغرافیا و استعدادهای قبلی این استان با توجه به حضور صنعت نفت و تغییر جغرافیایی اقتصادی استان امکانپذیر نبوده و بدون هماندیشی با صنعت نفت این مهم نیز چارهساز نخواهد بود؛ به گونهای که باید گفت چراغ توسعهاستان بوشهر با صنعت نفت افروخته میشود اما این شرط کافی برای توسعه پایدار در منطقه نخواهد بود. ۴- روند توسعه صنعت ومعدن در استان بوشهر و استانهای همجوار استان بوشهر به دلیل دارا بودن موقعیت استراتژیک در خلیج فارس و ذخایر هیدروکربنی (نفت خام و گاز طبیعی) در خشکی و فراساحل، دارای اهمیت فوق العادهای در بخش نفت، گاز و پتروشیمی در سطح کشور، منطقه و حتی جهان میباشد. وجود میادین نفتی در مناطق خشکی و فراساحل، احداث تأسیسات شاهراه خطوط لوله و تلمبه خانه انتقال نفت صادراتی در بندر گناوه، همچنین اسکلههای صادرات نفت خام در جزیره خارک موجب شده تا استان بوشهر از نیم قرن پیش تا کنون به عنوان یک نقطه اصلی و حیاتی تولید و صادرات نفت خام فعالیت نماید. هم اکنون، عمده نفت خام تولیدی در مناطق خشکی و فلات قاره استانهای خوزستان، کهکیلویه و بویراحمد و بوشهر از طریق خطوط لوله به بندر گناوه منتقل میشود و از آنجا به جزیره خارک جهت بارگیری و صادرات از طریق بزرگترین اسکلههای صادراتی نفت خام جهان واقع در این جزیره ارسال میگردد. منطقه نفتی بهرگان واقع در استان بوشهر، قدیمیترین منطقه نفتی دریایی ایران است. استان بوشهر با توجه به استعدادهای جغرافیایی و منابع استانی با توسعه یکپارچه و متوازن در ارتقاء و آبادانی در ایران میکوشد و عدم بهرهبرداری صحیح از منابع و استعدادهای استانی سبب ظلم در حق استان بوشهر و دیگر شهروندان ایرانی است. ۴-۱ توسعه صنعتی استان هرمزگان استان هرمزگان به لحاظ موقعیت جغرافیائی و شرایط اقلیمی و ساختار زمین شناسی پتانسیلهای بالقوهای در بخش صنعتی و معدنی دارا میباشد. ایجاد یک مجتمع بزرگ صنعتی با ارزش افزوده و اشتغالزائی بالا و پایدار در استان هرمزگان بر پایه توسعه منطقه ویژه اقتصاد انرژی پارس بعنوان تأمین کننده نیاز اصلی مجتمع مزبور، تحولی که میرود زنجیره تمدن صنعتی در جنوب کشور را تکمیل نماید. [[۲۱]] سیاستگذاران بخش صنعت کشور به سه دلیل این منطقه را برای ایجاد و توسعه مجموعه صنایع فوق انتخاب نمودهاند: تولید فلزات با حداقل قیمت تمامشده به دلیل برخورداری استان هرمزگان از زیرساختهای مناسب از جمله دسترسی به راهآهن سراسری، بنادر مجهز با ظرفیت بالا، نیروگاه و پالایشگاه. ضرورت تجمیع کارخانجات مربوط به صنایع فلزی (فولاد و آلومینیوم) و صنایع معدنی به عنوان یکی از سیاستهای کلان صنعتی کشور.
۴-۳ توسعه صنعتی استان فارس ایجاد منطقه ویژه صنایع انرژی بر در منطقه مهر و لامرد استان فارس لامرد یکی از محرومترین نقاط کشور و استان فارس در قبل و اوایل انقلاب بود به تصویب دولت رسید و زمین آن نیز تحویل وزارت صنایع شد. با استقرار صنایع بزرگ در این منطقه و ایجاد زیرساختهای توسعه در آن، در حال تبدیل به یک منطقه بزرگ صنعتی در جنوب کشور میباشد. یکی از مهم ترین امتیازات برون منطقهای آن، نزدیکی به پارسجنوبی است که سرمایه گذاری و توجه دولت به عسلویه اثرات مستقیمی روی توسعه منطقه مهر و لامرد نیز گذاشته است. [[۲۲]] زمین آن به مساحت ۱۰ هزار هکتار تحویل وزارت صنایع شد. این منطقه ویژه توان تولید سالانه ۱۰ میلیون تن فولاد ۱ میلیون تن آلومینیوم و ۱۰ میلیون تن سیمان را دارد با این اقدام ۵۰ هزار فرصت شغلی مستقیم و ۲۰۰ هزار فرصت شغلی غیرمستقیم در این منطقه ایجاد خواهد شد.از طرفی استان فارس با توسعه سه میدان نفتی، تکمیل پالایشگاه پارسیان، آغاز عملیات اجرایی هفت واحد پتروشیمی، ساخت پالایشگاه پارس و احداث ساختمان دانشکده مهندسی شیمی نفت و گاز، به قطب انرژی تبدیل می شود؛ و باید اضافه کرد؛ احداث مرکز رشد علم و فناوری گاز در محدوده پارک علم و فناوری استان فارس که همین امسال کلنگ ساختمان آن با حضور مقامات وزارت علوم، تحقیقات و فناوری به زمین زده شد. در دوراول سفرهای استانی هیئت دولت به استان فارس، از سوی رئیس جمهورو مسئولان این وعده داده شده است که با توسعه میادین نفتی، ساخت پالایشکاه های نفت، گاز و واحدهای پتروشیمی، این استان به قطب انرژی کشور تبدیل شود. [[۲۳]] و با گذشت بیش از دو سال نشان از یک اراده قوی و عزم همگانی اعم از دولت، مسئولان وزارتی و نیز مسئولان استانی در جهت اهدافی است که مسئولان استانی به دنبال آن بوده و هستند. وزارت نفت اعتبارات تکلیفی دولت در سفر استانی برای اجرای عملیات فوق را تامین کردهاست. ۵- نتیجه گیری:
در حال حاضر در بخش زیست محیطی عسلویه در رده آلودهترین مناطق زمین در آستانه نابودی قرار دارد. منطقه حفاظت شده نایبند در حال ویرانی است. تخلیه پسابها و مجرای خروجی و آبهای خنک کننده تأسیسات مستقیما وارد محیط زیست شده و باعث بر هم زدن نظم و تعادل اکولوژیک منطقه آبی میشود. وجود بیش از ۴۵ مشعل روشن در فازهای ۱۰ گانه و مجتمعهای پتروشیمی که علاوه بر دود و بوی گاز، مواد شیمیای بسیار خطرناکی همچون اوره و آمونیاک را در آسمان پخش میکند. ذرات معلق گوگرد در کنار جاده و اطراف پالایشگاه تنفس را مشکلدار میسازد.در بخش اجتماعی و اقتصادی نیز با اجرای پروژههای صنعت نفت، بازنگری دریانوردی استان بوشهر به خصوص در بخش بازرگانی و تجارت دریایی و نقش ماهیگیری در اشتغال مردم استان بوشهر ضروری به نظر میرسد. درحال حاضر این بخش در حال رکود است و در بخش دریانوردی و فعال سازی تجارت وبازرگانی نیازمند به این است که مدیریت کلان کشور استراتژی مشخصی را برای به حداکثر رساندن بازدهی امکانات جغرافیایی از راه ارتباط دادن دریای خزر به خلیج فارس به اجرا بگذارند. به این معنا که با مشارکت دادن کشورهای شمال ایران در خلیج فارس بر حضور کشورهای غیر عرب ذینفع در خلیجفارس و افزایش امنیت خلیج فارس به واسطه مشارکت بیشتر بیافزایند و امکان دسترسی و مشارکت مستقیم آنان در خلیج فارس را ایجاد نمایند. بخشی از راهکارهای توسعهمتوازن صنعت نفت در بوشهر: -احداث مجتمع بندری برای استفاده صنایع زیر مجموعه نفت و بازرگانی مردم بوشهر در محدوده پارسشمالی.
رضا طاهری توضیحات و منابع: [۱]ـمتن نامه نماینده دیر کنگان و جم به استاندار بوشهر … موضوع پارس شمالی و محل اجرای آن هر چند گاهی با رواج شایعات مختلف، نگرانی مردم شریف شهرستان دیر را موجب می گردد… حساسیت و نگرانی بحق اهالی شریف آن شهرستان که با حمایت مسئولین، شوراهای اسلامی شهر و روستا و امام جمعه محترم دیر همراه است، با پاسخ کتبی وزیر محترم نفت به تذکر اینجانب در صحن علنی مجلس به شماره ۲۰۹۱۰۲۷/۱ م ت مورخ ۲۰/۳/۸۵ طرحها و پالایشگاههای پارس شمالی در حد فاصل بردخون کهنه و شبیرم در سواحل شهرستان دیر و حضور حضرتعالی در جمع مردم بندر دیر و قول مساعدتان در مورد عدم انتقال محل اجرای تاسیسات، دفاتر و مراکز پشتیبانی از شهرستان دیر، آرام و خاموش شد. مع الاسف مجددا با انتشار شایعهای دیگر این روزها فضای شهرستان ملتهب ،و تجمعات مردمی در مقابل فرمانداری شهرستان دیر و دفتر امام جمعه محترم آن شهر، که با درایت و تدابیر اندیشمندانه آقای حسینی فعلا پایان یافته است، احتمال بروز هرگونه تنشهای احتمالی و ناآرامی را در شهرستان دیر متصور میسازد… http://dayyernews.blogfa.com/post-181.aspx تاریخ انتشار: ۶/۴/۸۶
[۲]ـ موسی سوری با بیان این که الحاق محدوده پارس شمالی به پارس جنوبی در جلسه ۲۸بهمن ماه سال گذشته هیئت وزیران به تصویب رسیده است، افزود: این مصوبه در ۲۳ اسفند ماه از سوی معاون اول رییس جمهوری به وزارتخانه های نفت، کشور و جهاد کشاورزی، همچنین به سازمان حفاظت محیط زیست ابلاغ شده است.وی افزود: با صدور این مجوز قانونی (مصوبه دولت) فرایند تامین زمین برای طرح های صنعت نفت کشور و تسریع در روند توسعه اقتصادی منطقه فراهم شده و با شمول قوانین و مقررات مناطق ویژه، شرکت های فعال در این منطقه از تسهیلات قانونی برخوردار خواهند شد. بر اساس مصوبه یاد شده هرگونه اقدام در منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس پس از انجام مطالعات زیست محیطی و رعایت کامل نتایج مطالعات مذکور و سایر قوانین و مقررات زیست محیطی و حفظ منابع طبیعی صورت میگیرد. با ادغام دو منطقه پارس شمالی و پارس جنوبی، وسعت کل منطقه اقتصادی انرژی پارس شامل منطقه پارس ۱ (پارس جنوبی)، پارس ۲ (پارس کنگان) و پارس ۳ (پارس شمالی) به ۴۶ هزار هکتار بالغ شده است. http://www.tdca.ir/main/index.php?Page=definition&UID=22120 تاریخ انتشار: ۸/۱/۸۹ [۳]ـ. تفکر و چارهاندیشی برای انتفاع از ایجاد تاسیات نفت و گاز عسلویه در بخش میانی و شمالی استان همواره چشمگیرتر بودهاست. مردم عسلویه آمادگی رویارویی با صنعت تازه وارد را نداشتند و در شروع احداث تاسیسات بیشتر به جابهجایی مکان زندگی، تغییرات شغلی و مسایل املاک و تغیرات فرهنگی اجتماعی خویش میاندیشیدند و در این ایام در فکر انتزاع یا حتا تحکیم پیوند با استان بوشهر نبودند چرا که مهمترین دغدغه عسلویه ماندن در خاک عسلویه بود و تعامل با نفت بر ماندگاری در عسلویه، نخلتقی و بیدخون. البته قصد این مقاله جداسازی و تفکیک مردم استان بوشهر نیست چرا که در یک بازه جغرافیای سیاسی قرار گرفتن ضرورتا همبستگی و همفکری میآورد و تلاشهای بخش شمالی و میانی استان بوشهر برای پیشبرد صنعت نفت در عسلویه و بهرهبری استان بوشهر در این قضیه به هیچ وجه منفی یا نادیده نمیانگارد. [۴]ـ متن نامه نماینده دیر کنگان و جم به هفته نامه نصیر برای رفع اتهام از ایشان در خصوص پیگیری انتزاع عسلویه… انتزاع عسلویه از استان بوشهر و الحاق آن به استان فارس، پیش از این با موضع شجاعانه و هوشمندانه ی مردم و مسؤولین استان، مختومه و مدفون شده و مطرح کردن آن توسط هر شخصی و در هر جایگاه و نظامی، کاری به دور از تفکر و تعقل خواهد بود. موضوع صحبت های استاندار محترم فارس نیز بحث سرمایهگذاری، ارتباط و تعامل با استان بوشهر بوده و در سخنان ایشان موضوع الحاق عسلویه به فارس مطرح نشدهاست. از آن جا که وظیفه ی بنده، سایر نمایندگان استان و همهی مسؤولین بوشهر این است که از سرمایهگذاری در عسلویه و بوشهر استقبال نماییم … (http://www.nasirboushehr.com/Journal-01-issue23-178.html یکشنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۴ – نصیر جنوب شماره ۳۲۰) [۵]ـ استان پارسیان از شایعه تا واقعیت http://dayyernews.blogfa.com/post-89.aspx تاریخ انتشار: ۳۰/۱/۸۶ [۶]ـ فاطمه واعظ جوادی معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست کشور که به همراه وزیر نفت و مقامات محلی استان بوشهر در جریان بازدید از مناطق پارسشمالی و پروژههای منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس: … تلاش سازمان حفاظت محیط زیست این است که توسعه میدان گازی پارس شمالی منجر به تخریب طبیعت و پیامدهای مخرب زیست محیطی نشود… عمده هدف ما از این سفر مکان یابی پارس شمالی است و باور مسؤولان سازمان حفاظت محیط زیست این است که اگر مکان یابی این منطقه بر اساس اصول کارشناسی صورت نگیرد محیط زیست محدوده پارس شمالی با خطر مواجه میشود … از نظر محیط زیست میزان فضای سبز و ایجاد تصفیه خانه فاضلاب در عسلویه نیازمند گسترش و تقویت است و در این مورد با وزارت نفت وارد تعامل خواهیم شد. http://www.pseez.ir/165-fa.html تاریخ انتشار: ۲۱/۸/۸۵ [۷]ـ نخبگان ومدیران اجرایی استان بوشهر همواره در نظر داشتهاند که حق و حقوق مردمی و رسیدن به آن، منافع ملی را کمرنگ نکند و از آنجا که تقسیم شرکتهای بزرگ به کوچکتر در این مورد موجب کاهش اختیارات این سازمان و در نهایت کندی در اجرای پروژه ملی میشد، قصد کم اختیار کردن سازمانهای نفتی با تقسیم بازههای جغرافیایی یا سازمانهای موازی و سنگ اندازی در مسیر مدیریت یکپارچه را نداشتند از این رو هیچ وقت برای چانهزنی راحتتر به فکر داشتن دو مدیریت پارس شمالی و جنوبی به صورت تفکیکی نبودند. [۸]ـ در جلسه شرکت مشاور رهشهر در سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس، مدیرعامل شرکت رهشهر گفته است هنوز زمان برای انتقال بخشی از تاسیسات پارس کنگان و پارس شمالی به هرمزگان از دست نرفته و رضایت استاندار هرمزگان جلب شده است. http://www.mondnews.com/index.php?Package=News&OP=Display_News&ID=1824 تاریخ انتشار: ۲۳/۲/۸۹ به ظاهر مدیرعامل منطقه ویژه در پی جذب این شرکت از کار برکنار شده (رهشهر) میباشد. شایعات ایجاد شده دلیل پافشاری این شرکت مشاورهای برای انتقال تاسیات پارسشمالی به پارسیان را، خرید زمینهای اطراف مقام و نخیلو میدانند. [۹]ـ نماینده ولی فقیه و امام جمعه بوشهر در خصوص انتزاع عسلویه و اتمام این بحث قدیمی میگوید: تا من هستم محال است یک وجب از خاک استان بوشهر جدا شود و همه مسئولین هم بدانند ومیدانند و هیچ کس جرأت بیان آن را ندارد و هرکس می خواهد باشد چه نماینده مجلس باشد و چه مسئول باشد و هرکس غیر از ولایت امر چنین چیزی بگوید با مقاومت شدید من مواجه خواهد شد. http://www.sook.ir/viewnews.aspx?id=5766 تاریخ انتشار: ۲۸/۲/۸۹ [۱۰]ـ مدیرعامل سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس: اکنون مدیریت در این منطقه از طرف شرکتهای مختلف و بهصورت جزیرهای و موازی صورت میگیرد که به منظور بهرهوری بیشتر باید یکپارچه شود. http://www.bushehrnews.com/fa/pages/?cid=16079 تاریخ انتشار: ۱۳/۲/۸۹ [۱۱]ـ بزرگراه/ از روی استخوانهای خانهی ما میگذشت/ بلدوزرها با دندانهای براقشان/ خانهها را میجویدند و پیش میآمدند/ والدین ما / با کاغذهای که به دستشان داده بودند/ درجاهای دیگر شهر، خانههای بهتری خریدند/ اما ما هیچ گاه نتوانستیم/ برای خودمان خاطرههای بهتری بخریم/ حتا حالا که با ماشینهای شخصیمان/ از بزرگراه میگذریم/ و به آهنگهای قدیمی گوش میکنیم/ شعر از دفتر شعر خرده ریزخاطرهها حافظ موسوی. [۱۲]ـ نفت نیوز در مطلبی تحت عنوان افتخار آفرینان صنعت نفت را تخریب نکنید جوابیه سایت خبری رجا نیوز با مطلب شرکت نفت ایران خلیج مکزیک را رها کند، نفت شهر را بچسبد مینویسد: در ارتباط با چاه شماره ۲۳ کنگان عنوان شده بود که کارشناسان شرکت ملی حفاری ایران درعملیات مهار چاه مذکور با تزریق سیمان فله ای موجب عقیم شدن چاه شدهاند! در این رابطه لازم است توضیحات زیر را ارائه نمود لوله جداری (کیسینگ) چاه کنگان ۲۳ بر اثر رانش زمین جابجا شده و دچار شکستگی گردید و متعاقب آن گاز به سطح زمین نشت کرده که به دلیل فشار بالای گاز و پرتاب سنگ از حفرة ایجاد شده چاه دچار آتش سوزی گردید. پس از بررسیهای کارشناسی، بهترین روش برای مهار آتش و کنترل فوران چاه کنگان ۲۳ استقرار دو دکل حفاری و حفر چاههای انحرافی در دستور کار قرار گرفت. در همین راستا طی ۲۱ روز تلاش شبانهروزی کارشناسان صنعت نفت با یک کار گروهی و همدلی و همسویی مثال زدنی، با تزریق آب در مخزن بوسیله پمپ تراک چاه مذکور مهار و کنترل گردید و به منظور ایمن سازی چاه پس از مهار آن پلاک سیمانی درون لوله جداری گذاشته شد و اصلا در مهار این چاه از روش تزریق سیمان استفاد نشد و هم اکنون ازهمان محل میدان چاه کنگان ۲۳ از طریق دو حلقه چاه (کنگان ۲۳ الف و ب) کار تولید و بهرهبرداری از مخزن جریان دارد و این در شرایطی است که زمان پیشنهادی برای عملیات مهار چاه مذکور از سوی شرکتهای خارجی حداقل شش ماه اعلام شده بود، ضمن اینکه حضور خود را منوط به درخواست رسمی دولت جمهوری اسلامی ایران کرده بودند. [۱۳]ـ رئیس شورای شهر عسلویه میگوید: هیچ کدام از وعدههایی که روزهای ابتدایی جناب سوری (مدیر عامل منطقه ویژه) به اهالی منطقه عسلویه داده بود، تاکنون جامه عمل نپوشیده است و مردم هر روز در انتظار هستند تا این وعدهها عملی شوند که به نظر میرسد امری غیر ممکن است. http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8903181781 تاریخ انتشار:۱۹/۳/۸۹ [۱۴]ـ http://naftnews.net/media/file/pdf/vijeh.pdf کارنامه سازمان اقتصادی انرژی منطقه پارس ۸۸ – ۸۴٫ چاپ روابط عمومی سازمان منطقه ویژه. [۱۵]ـ مصوبه اشتغال۵۰ درصدی نیروهای بومی در پارس جنوبی که در دور اول سفر استانی هیئت دولت به تصویب رسید هنوز محقق نشدهاست و از این شعار برخی مدیران پارس جنوبی برای پوشاندن ضعفهای مدیریتی خود استفاده برده اند و از تحقق این شعار و یا انتقاد از عدم تحقق آن سخن میگویند. سوری مدیر عامل پارس جنوبی در مصاحبه با هفتهنامه مشعل نشریه کارکنان صنعت نفت، شماره ۴۹۸ مورخ ۳۰/۳/۸۹ میگوید: ۳۹ درصد از کل شاغلان در عسلویه و ۳۴ درصد از شاغلان سازمان منطقه ویژه بومی هستند. وی اظهار خوشبختی میکند که ۹ درصد نسبت به قبل این آمار بهبود یافته است. [۱۶]ـ جلالیان نماینده دیر، کنگان و جم در مجلس شورای اسلامی: … سهم استان بوشهر را از درآمد ملی بسیار ناچیز دانست و گفت: این در حالی است که منابع درآمدزای بسیاری در استان وجود دارد ولی درآمدها با داشتههایمان بر< |