DataLife Engine > خبر > گرگشو یا گرگیشو
گرگشو یا گرگیشوتاريخ: 1 شهريور 1389. نويسنده: . |
|
گرگشو يا گرگيشو، ظاهرا برگرفته شده از كلمه گرهگشا است، قديميهاي بندر بهويژه دشتيها معتقدند كه بخششي كه در اين شب صورت ميگيرد موجب افزايش رزق و روزي مردم ميشود، خانوادهها از چند شب قبل براي بچهها كيسههايي آماده ميكنند كه به كيسههاي گرگيشويي معروف هستند، اين كيسهها غالبا پارچهاي هستند و به نيم متر هم نميرسند، اما بعضي خانوادهها نيز با زرنگي، گوني يا كيسه پلاستيكي دست بچههايشان ميدهند، شب پانزدهم بعد از افطاري سر و صداي بچهها، تمام كوچههاي شهر را ميگيرد، آنها شاديكنان ميدوند و در خانهها را ميكوبند و فرياد ميزنند « گرگيشو ـ گرگيشو ... سي فردشو دكله شو» آنها معمولا ذرت را بو ميدهند و در قابلمهاي بزرگ با تخمه و آجيل پر ميكنند و آنها را با هم قاطي ميكنند، بعضي هم شيريني و شكلات آماده را در سيني ميريزند، خيليها كه فرصت چنين كارهايي نداشتهاند كيسه آماده پفك يا بيسكويت يا كاكائو و ژله را در آخرين لحظه از سوپرماركتيها ميگيرند، بعضي از خانوادهها هم كه امسال صاحب نخستين فرزند خود شدهاند اين رسم را پرشورتر برگزار ميكنند و محتويات پذيرايي خود را تا هفت جور خوراكي در كيسههاي كوچك قرار ميدهند، خوراكيهايي مثل كشمش، نخود، نقل، نبات، پسته، بادام و انجير، اما خيلي از خانوادهها پايبند سنتهاي قديم خود ماندهاند و تنها دنگ ذرتبرشته آماده ميكنند، بعضي از خانوادهها كه حوصله ماندن در خانه را ندارند و همرا كودكانشان در خيابان پرسه ميزنند با خود شكلات و شيريني ميبرند و وسيله نقليهشان را محل توزيع قرار ميدهند.
وقتي بچهها در خانهها را ميكوبند و فرياد گرگيشو گرگيشو سر ميدهند، دربها آغوش خود را براي آنها باز ميكنند و از آنها پذيرايي ميشود، وقتي كودكان به نوبت پذيرايي شدند به صورت دستهاي در گوشهاي در انتظار آخرين نفر ميمانند تا با هم براي سپاس شعار بدهند «خونه گچي .... پر همه چي» اما بدا به حال خانهاي كه در آن شب فراموش كرده باشد مراسم گرگيشو را برگزار كند يا در خريد مايحتاج اين رسم، سهلانگاري كرده باشد چون با شعارهاي «خونهي گدا ... هيچيش ندا» و «خونهي دراز .... پر گيگراز» بمباران صوتي ميشود. بچهها شاديكنان چه دست خالي و چه دست پر،خانه به خانه و كوچه به كوچه و محله به محله ميدوند تا سهم گرگيشو خود را بستانند، اين مراسم تا پايان شب پانزدهم ادامه دارد، بعضي از مردم در اين شب ممكن است شيطنتهايي كنند كه موجب دلخوري كودكان شود، وقتي بچهها پشت در هستند از بالاي ديوار روي آنها آب ميپاشند. به هر حال بچهها وقتي به خانه خود باز ميگردند، سفرهاي را پهن ميكنند و خوراكيها را جدا ميكنند و گاهي هم بين اعضاي خانواده تقسيم ميكنند، آنها گرگيشو خود را براي بقيه روزها نگه ميدارند و با آنها تا مدتها پز ميدهند. مراسم گرگيشو (گره گشا) از كجا آمده و چه هدفي دارد و چرا ماندگار شده است، سئوالي است كه خيليها نميدانند و هرگز هم علتش را نپرسيدهاند، شايد هم دليل خاصي نداشته باشد اما تكرار هر ساله آن لذتي است كه از آن به دست ميآيد. اين آييني است كه در گوشه و كنار ايران با اندك تفاوتهايي در مناسبتهاي گوناگون رخ داده است، گاه به نام «قاشقزني» يا «ملاقهزني» و گاه با شيوهاي كه گفته شد با نام «هوم بابايي» كه در ماه مبارك رمضان در كاشان مرسوم بوده است. اين آيين نيكوي كهن، اهل محل را گرد هم جمع ميكرد، بهانهاي براي با هم بودن بود، مناسبتي را يادآور ميشد و آنچه به عنوان هديه فراهم ميآمد، اگر خوردني بود موجب دلشادي كودكان و اگر پول بود، مايه خرسندي نيازمندان و يا كمك خرجي براي بناهاي عامالمنفعه محله چون مسجد و آب انبار ميشد. نمونه اين رسم ممكن است در ديگر كشورها يا شهرهاي ايران نيز برگزار شود و نامهاي متفاوتي داشته باشد، درست مثل رسم هالووين (هالويين و هالوين هم نوشته شده) يكي از جشنهاي سنتي مغرب زمين است كه مراسم آن در شب 31 اكتبر برگزار ميشود، در آن شب معمولاً كودكان لباس هاي عجيب و غيرمرسوم ميپوشند و براي جمعآوري نبات و آجيل به در خانه ديگران ميروند، جشن هالووين بيشتر در كشورهاي امريكا، ايرلند، اسكاتلند و كانادا مرسوم است، اين جشن را مهاجران ايرلندي و اسكاتلندي در سده 19 با خود به قاره آمريكا آوردند. محمد كاظمي، محقق و مردمشناس در ارتباط با قدمت گرگيشو ميگويد: قدمت و سابقه اين رسم به خوبي مشخص نيست، اما اين رسم در بعضي از كشورهاي عربي نيز برگزار ميشود، آنها از اين رسم به عنوان قرقعان ياد ميكنند و حتي در كشور عمان كلمه گرگشو تلفظ ميشود، آنها شعر اين مراسم را به صورت «گرگعان، خلي ملي رمضان» ميخوانند. وي ادامه داد: البته فكر نكنم كه اين يك رسم عربي باشد و از كشورهاي عربي به ما رسيده باشد چون در ساير شهرهاي ايران كه به كشورهاي عربي نزديك نيستند هم وجود دارد، مثل كاشان و تربت. اما در باور عامه مردم بندر دير، مردم اين رسم را به داستاني درباره گم شدن امام حسن مجتبي (ع) ارتباط ميدهند، آنها بر اين باورند كه براي پيدا كردن امام حسن (ع)، خانوادهها تصميم گرفتند كه شب بين بچهها حلوا و شيريني پخش كنند تا كودكان گرد هم آيند و امام حسن (ع) را نيز در بين آنها بيابند. حال اين رسم سالها است كه در بندر دير و روستاهاي اطراف آن برگزار ميشود و مطمئنا سالهاي بعد هم تكرار ميشود به اميد روزي كه بتوان منابع دقيقتري براي اين رسم ماندگار پيدا كرد. شادي ماه رمضان، تنها به خاطر روزه گرفتن آن نيست بلكه به خاطر ارتباطهايي است كه در اين ماه مبارك به وجود ميآيد از ارتباط با خدا و قرآن گرفته تا ارتباط با كودكان و خانوادهها، شايد شب پانزدهم اين ماه، تلنگري باشد بر ذهن مسلماناني كه نيمي از آن را از دست دادهاند. آيا اين كودكان نيستند كه با كوبيدن در خانه ما در اين شب مقدس، تلاش دارند كه چراغ معنوي اين ماه را در دل خاموش ما روشن كنند. ![]() ![]() ![]() ![]() |